






باز این چه شورش است که در خلق عالم است
باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است
باز این چه رستخیز عظیم است کز زمین
بینفخ صور
خاسته تا عرش اعظم است
این صبح تیره باز دمید از کجا کزو
کار
جهان و خلق جهان جمله درهم است
گویا طلوع میکند از مغرب آفتاب
کاشوب
در تمامی ذرات عالم است
گر خوانمش قیامت دنیا بعید نیست
این
رستخیز عام که نامش محرم است
بسم الله الرحمن الرحیم
این هفته، ویرایش متن هفتۀ گذشته را ادامه دادیم:
در اصطلاح به این فرآیند، قانونی شدن میگویند.
«در اصطلاح» را چون قید است، با نیمفاصله نوشتیم. فونت آن را نیز باید اصلاح کنیم. براساس قاعده، «دراصطلاح» قید اول جمله است و باید پس از آن «،» گذاشت؛ اما چون بدخوانی ندارد، براساس اصل خسّت در بهکارگیری نشانههای سجاوندی، کاما نمیگذاریم. «فرآیند» را براساس شیوهنامۀ فرهنگستان زبان، اصلاح کردیم و با «ا» نوشتیم نه با «آ». برای پیشگیری از بدخوانی، بعد از «فرایند» باید کاما بگذاریم. «قانونی شدن» را، همانگونه که هفتۀ قبل گفتیم، با نیمفاصله نوشتیم. درکل، مصدرهای مرکب را به با نیمفاصله باید بنویسیم؛ مانند «انجامدادن» و «اشارهکردن» و «دادزدن».
ادامه مطلب
۴ – فرایند قانونی شدن به چه معنی است؟ قانونی شدن کتابهای غهد قدیم چه سیری داشته و در چه زمانی به شکل کنونی درآمده است؟
برای اصلاح این بخش از متن، دوستان پیشنهاد کردند که عدد ۴ را فارسی کرده و نقطه را جانشین خط تیره کنیم. «قانونی» و «شدن» را، چون یک کلمه است، با نیمفاصله به هم نزدیک کردیم: قانونیشدن. «معنی» را با «الف» نوشته و با حذف الف «است»، بیفاصله نوشتیم: «…معناست؟» بین «کتاب» و نشانۀ جمع «ها» نیمفاصله گذاشتیم و اشتباه نوشتاری عهد را نیز اصلاح کردیم. درنتیجه، متن بالا را به شکل زیر نوشتیم:
۴. فرایند قانونیشدن به چه معناست؟ قانونیشدن کتابهای عهد قدیم چه سیری داشته و در چه زمانی به شکل کنونی درآمده است؟
ادامه مطلب

هفته نامه معروف «تايم» چاپ امريكا، تصویری روی جلد شماره اخير خود(9 اگوست2010)، به چاپ رسانده است كه ريچارد استنگل مدير مسؤول «تايم» آن را «مؤثر، تكان دهنده و ناراحت كننده» توصيف كرده است.
تصوير متعلق به زن افغاني است 18 ساله، به نام عايشه كه به جرم فرار از خانه، بيني و گوش هايش، به طرز وحشت ناكي بريده شده است. اين «حكم» كه از سوي دادگاه طالبان صادر شده است در دامنه يكي ازكوه هاي «اروزگان» در مورد عايشه و به دست شوهرش اجرا شده و همان جا رها مي شود. تا اين كه نيروهاي ناتو تصادفي با چهره مثله شده و نيمه جان عايشه روبرو شده و او را به در مانگاه محلي و سپس به كابل انتقال مي دهند.
انتشار اين تصور، واكنش هاي گسترده اي را در رسانه هاي غربي به دنبال داشته است و سبب گشته تا بار ديگر توجه ها به وضع اسفناك زنان افغان جلب شوند.
جهان با ديدن تصوير مثله شده عايشه، چه تصويري از افغانستان، مردم و دين و مذهب ما خواهد داشت؟ سال هاست كه از افغانستان جز خشونت، ويراني، آوارگي و... ديده نشده است. و متاسفانه اين ، همه، به نام ديني انجام مي گردد كه پيامبرش براي جهانيان «رحمة للعالمين» معرفي شده است و خود، شريعتش را «سهله» خوانده است. خشونت عليه زنان اگرچه محدود به افغانستان نيست اما خشونتي كه امروزه در افغانستان وجود دارد، بخش بزرگ آن يك مساله ساز ماندهي شده است.
تصوير مثله شده عايشه، بيان گر وضع اسفناك شمارزيادي از زنان كشوری است كه متاسفانه قرباني جهل، تعصب و خشونت تاريخي مي باشند. اين به اين معني نيست كه مردان افغان به كلي از اين درد ها به دور هستند. دامنه اين مشكلات دامن گير همه است. اما زنان سهم فزون تري دارند.
عايشه حكم مشت نمونه خروار را مي ماند. اما نه از اين لحاظ كه فرصت نجات جانش را يافته و به امريكا برده شده تا چهره اش باز سازي و ترميم شود. آيا زنان، دختران و مردم ما كه اغلب قرباني خشونت تروريسم و بازي قدرت هاي منطقه اي و فرامنطقه اي شده اند؛ فرصت نجات خواهند يافت؟ و سخن آخر اين كه شايد ديري نگذرد كه چهره خندان و زيباي عايشه را « نيز» جهان ببيند آيا چهره مخدوش و مثله شده ما را فرصت و امكان باز سازي خواهد بود؟
و نیز دیگرانی را که من را قبول دارند.
و آن های که من را قبول ندارند و اگر بفهمم و بپزیرم که چرا قبولم ندارند؛ هم قبولشان دارم!
به همين سادگي!
